الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

78

شرح حديث عرض دين حضرت عبد العظيم حسنى (ع) (فارسى)

نشد كارش از آن بى مايگان راست * كه نتوان حاجت الا از غنى خواست گدايان گر كم و گر بيش باشند * همه بى مايه و درويش باشند زهى در وحدت وجود و غنا پيش * جهان از تو غنى و بى تو درويش بنابراين خدا كه مجسّم اجسام و مصوّر صور است ، اگر جسم يا صورت باشد ، خود محتاج به مجسِّم و مصوّر خواهد بود . از اين رو حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمايد : « بتَشعيرِهِ المَشاعِرَ عُرِفَ أَنْ لا مَشْعَرَ لَهُ ، وَ بِمضادَّتِه بَينَ الامور عُرِفَ أَنْ لا ضِدَّ لَهُ و بِمُقارِنَتِهِ بَينَ الأشياءِ عُرِفَ أَنْ لا قَرينَ لَهُ » « 1 » نشايد وجود جهان بى خدا * چگونه بود بى خدا ابتدا بيايد يكى هستى خانه زاد * كه بردى بود جمله را اعتماد

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 186 .